سلومممممممم دوستانننننننننننننننن دلم براتون تنگیده بود 

م. چرااااااااااا بهت میگم چراااااااااا 

آ. چون مجبور بودیم

م. تو مجبور بودی؟ ببین آدرین من دوست ندارم و نمیخوام باها باشم،فهمیدی؟

آ. مگه من چیکارت کردم؟ 

م. الکی عاشق شدی، حالا برو، برو برووووووو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10 سال میگذره، دنیا اونقدر بی رحم هست که زندگیت رو داغون کنه، اول با خبر اینکه، سرطان داری، بعد بچه دار نمیشی، بعد مادرت میمیره بعد داداشت ترکت. میکنه بعد پدرت همش سرکاره، و تو میمونی با یه دختر بچه کوچیک، آخی، مرینت چندسالشه؟ 5؟ 10؟ آها 14 سالشه ماریان چجوری این بچه رو بزرگ میکنه؟ خب آره 10 سال پیش مادرت رفت، بابات ازدواج کرد و هینم بچش که پیش توعه، اون زنه هم مرد! داداش کوچیکت، رفت؟ آها، برای تحصیل، حداقل برای خاکسپاری میومد! نميومد؟ هومممم الان مرینت چهارده سالشه و ببین چه اوضاعی داره زندگی

 

 

 

 

 

 

 

 

آ. هییییی ماریان ماریان 

ماریان. تو اینجا چیکار میکنی، مگه نگفتم برو 

آ. اومدم مرینت رو ببرم

ماریان. کجا ببریش

آ. با، پدرت هماهنگم

ماریان. برای چی؟ 

آ. بالاخره این بچه نباید با نامزدش بره بیرون؟ 

ماریان. چ....چی میگی....آدرین؟ 

آ. آخ خانم بزرگ به شما ربطی نداره

ماریان. آدرین جوابمو بده

آ. قراره با خواهر از خدا بی خبرتون برم بیرون، میشه؟ 

ماریان. تو اتاقشه

آ. چشم 

 

 

 

 

 

مرینت. همه لباسام رو تخت و زمین ولو بود خودم باشه تاپ و شلوارک رو تختم داشتم آتاری دستی بازی میکردم که یهو

آ. نچ نچ، این اتاق برای یه دختر مناسب نیست 

م. لابد برای پسر مناسبه 

آدرین پسر بهترین مافیا دنیا بود، من اینو اتفاقی فهمیدم ولی به روی خودم نمیارم خداییش مافیا ها چرا اینقدر جذابیت دارن، خدا اونقدر به آدمای بد جذابیت میده به این آدم خوبا نمیده، ولی خب منو آدرین از دبستان باهم در جنگیم، کلا مهم نیست باید با کفگیر جدامون کنن

آ. مورد پسند واقع شدم؟

م. از قدیم گفتن دیدن خر صفا داره😊

آ. 😲

م. بیز بیزز بیززز بپا مگس نره توش

آ. خب میای بریم.......

م. خریدددددددد، بریمممممم

آ. 😐

م. صبر کن به پاتریشیا و سلینا و سلین و سلنا بگممممم

آ. نچ نچ فقط یه نفر

م. سه تااااااا

آ. باش

م. آدریاناااااااااا، جولیکاااااااااااا، الناززززززز بیاینننننننننن

آ. 😭😭آدریانا ؟ جولیکا؟ الناز؟از بین این همه آدم؟

 

 

 

 

 

با این بی ام دبلیو آدرین رفتیم خریدددددد وایییییییییییییییییییی من یه لامبرگینی گرفتم 

به خدا از خونه گرفته تا نمیدونم یه پاکن خرید کردیم و یا ابالفضل 😳😮😦 دو بیلیارد خرید کردیم( البته رو هم)

وایییییییییییییییییییی الناز میکشتممممم😣😦

نه مثل اینکه الناز بهش خوش گذشته نمیخواد برگرده

الناز. پیس، دخی ها بیاین یه میلیارد دیگه خرید کنیم

مرینت. گناه داره

آدریانا. واااااااا کجاش گناه داره 

جولیکا. راست میگه، بریممممم خرید 

آدرین. نهههههههههههه بقیش برای هفته بعد

دخترا. هوففف باش

آدرین. بریم ناهار 

مرینت. آرهههههه

الناز. من پیش غذا سالاد سزار میخورم با گوجه اضافه 

جولیکا. من یه سالاد ایتالیایی

آدریانا. من، آم، هم، الی میشه باهم سالاد سزار بخوریم 

الناز. یس آجی

مرینت. منم یه سالاد سبزیجات 

آدرین. من سوپ میخورم

الناز. و غذای اصلی من سوخاری 

جولیکا. پاستا

آدرینا. پیتزا 

مرینت. چهارتا همبرگر( میخوان باهم شعر کنن)

آدرین. 😦خدا جیبم خالی شد، منم پنج تا سیب‌زمینی 

آدریانا. داداش، تو که دویست تلیارد داری، 😐

آدرین. ملت خواهر دارن ماهم خواهر داریم

جولیکا. غذا اومددددددددد 

 

:::::::بعد غذا:::::::

 

 

مرینت. دسر چی میخورید 

آدرین. مرینتتتت

مرینت. میخواستی نمیگفتی به حساب تو 

آدرین. هعییییی

جولیکا، من آب هويج بستنی 

آدریانا. من! هم بستنی وانیلی آب شده با خامه

مرینت. منم میلشیک وانیلی 

الناز. منم میلشیک شکلاتی و بی زحمت یه آدامس لیمویی بادکنکی هم بیارید

آدرین. من نمیخورم 

دخترا. چرا؟ 

آدرین. دارم میترکم از بس خوردم، شما معده تون جورابه؟ 

مرینت. به تو چه😐

 

 

 

 

 

 

 

 

در ماشین

 

 

 

 

جولیکا و آدریانا و مرینت عقب خوابن 

الناز و آدرین بیدارن و جلو

 

الناز. آدرین؟ 

آدرین. هوم

الناز. دوست داری یه سفر با ماشین بریم؟ 

آدرین. اگه تو جیغ نزنی چرا که نه

الناز. اون موقع بچه بودم🥺

آدرین. شوخی کردم خواهر کوچیکه 

الناز. ما دوقلو ایم آدرین 😐

آدرین. بعله😐، ترتيب رو میگی یادم رفته

الناز. اول منو تو که دوقلو هستیم، تو سه ثانیه زودتر بدنیا اومدی، بعد جولیکا، و بعد آدریانا، تو هم الان 16 سالته من 16 جولیکا 14 و نیم آدریانا 14 ‌

آدرین. من اولین و خوشتیپ ترین پسر خاندانم 

الناز. کوچک ترین پسر خاندانی😐 ولی چهارتا مونده به آخری😐

آدرین. خب ،به مرینت بگو بار و بساطش رو ببنده، راستی تو چمدون miraculous رو میاری؟ 

الناز. چرا نیارم؟ 

آدرین. از چهار سالگیت چسبیدی بهش

( قابل توجه باشه این چمدونه کل اسباب‌بازی میراکلس و جواهرات و میراکلس ها و سی دی هاش و کیف و پیکسل و دفتر و..... میراکلس هست، و بگم واقعا دارمش، حالا دوستای نزدیکم میدونن)

الناز. خب مامان و بابا میراکولر بودن منم شدم🥺

آدرین. 🤣🤣🤣🤣اوکی 

مرینت. آخخخخخخخخخ جونننننننننن سفررررر

 

 

 

 

 

 

 

در روز سفر 

 

ماریان. مرینت واقعا داری میری؟

مرینت. بده؟

ماریان. ن....نه ولی

مرینت. ماریان من دیگه بزرگ شدم، نمیخواد نگران باشی

 

مرینت یه چمدون رو گذاشت عقب سوزوکی، جولیکا یه چمدون و یه کیف کوچیک، آدریانا یه چمدون و یه خرس پنبه‌ای

الناز دو چمدون( یه چمدون لباس یه میراکلس)و یه کوله پشتی توش کتاب درسی لبتاب، تبلت، و دوتا گوشی و یه عروسک مرینت میراکلس و یه خرس پنبه‌ای و یه خرگوش بود یه کیف به طرح خرگوش که داخلش کیف پول و گوشی خودش و  یه آینه و کلاه بود و حیوان خونگی اش یه خرگوش به نام پشمک،و آدرین یه چمدون( همه اینا بجز خرگوشه تو صندوق رفت)

جولیکا یه لباس آستین کوتاه بنفش و صورتی پوشیده بود

آدریانا یه تاپ صورتی و یه کت بنفش روی لباسش و مرینت یه هودی سفید آدرین مثل همیشه، الناز هم یه هودی آبی و سفید پوشیده بود 

جولیکا و آدریانا و مرینت عقب خوابیدن  

الناز هم اهنگ بی تی اس Fake love رو با هدفون گوش میداد

آدرین هم رانندگی میکرد

برای ناهار زدن کنار و باهم شعر کردن😂 و بعد دوباره راه افتادن که یهو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بقیش برای بعد🎊

کپی با ذکر منبع 🎊

نظر سه تا🎊

تا هفته دیگه میدم🎊

بخاطر درس فعالیتم کمه🎊

دوستون دارم 🎊🎈

 

 

 

 

 

 

🎈🐰🎉☯️🎈🥺🌷🎊بای🎊🌷🥺🎈☯️🎉🐰🎈