بیو گرافی رمانی که مخام بدم:

خاهران و برادران کلا مخام یک داستان دیه بدم که اسمش هست "از تنفر تا عشق"ممکنه اسمش تغییر کنه ول فیلا همینه

ژانر:غم انگیز،فقط پایانش عاشقانه نگران نباشید پایانش بد نیست بعد منحرفی شاید در حد kiss که اونم همینجوری سانسور اگه چیزی فراتر از این باشه فقط اشاره میشه صحنه نره

خا بع اها خلاصه ی داستان اینه که مارینت یک ناراحتی ای داشته (واضح تر نمگم)واسه ی حل اون یک کاری میکنه که براش فاجعه ببار میاره و تو زندگیش مثل بمب صدا میکنه و همه چیزشو نابود میکنه

بع اها قسمتی از داستان:(ممکنه تغییر کنه یا دقیقا مثه این نباشه)

***

بابا به پیر به پیغمبر من کاری نکردم عه جدی پس منو پنج تا ازمایشگاه دروغ میگیم

***

به حال خودم زار زار گریه کردم...اخه چرا انقدر من بدبختم

***

کاترین به خدا من کاری نکردم

***

سیلی ای تو گوشم فرود اومد:اسم من و به زبون کثیفت نیار حیف اسم من

***

حالا بدم رمانو یا نح؟

تو نظرات بگید

بای