نویسنده ی جدیدم ☺
5 فروردین 1400 · · نویسنده ی جدیدم ❣
بیاد باهم آشنا بشیم ☺
5 فروردین 1400 · · نویسنده ی جدیدم ❣
بیاد باهم آشنا بشیم ☺
5 فروردین 1400 · · بزن ادامه

نام داستان: دختر زجر دیده من
You are the love of my heart, my whole heart becomes mine, slowly and slowly
تو عشق قلب من هستی ، تمام قلب من ، آهسته و آهسته من می شود
When I'm in a good mood with you, oh my restless heart
وقتی حالم با تو خوب است ، ای دل بی قرار من
Slowly and slowly, this heart is going for you, my lonely heart seems to be a very special love
آهسته و آهسته ، این قلب برای تو پیش می رود ، به نظر می رسد قلب تنها من یک عشق بسیار خاص است
It 's like in my sky, this is my crazy heart, only I can read your words in your eyes
مثل آسمان من است ، این قلب دیوانه من است ، فقط من می توانم کلمات تو را در چشمان تو بخوانم
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
My heart does not beat, my heart does not love you, my heart loves
قلب من نمی تپد ، قلب من شما را دوست ندارد ، قلب من دوست دارد
You are my fortune teller, so you do not hit mine, my love, my heart
تو فال من هستی ، بنابراین به من ، عشق من ، قلب من ضربه نمی زنی
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
5 فروردین 1400 · · سلام
عررررررررررررررررررررررررررررررررر
عر کت نووار ژونم مرد عررررررررر و اینک وی به جرمی و توماسو فحش میدهد و نفرینشان میکند بعد میرود سراغه لوکا
- ای الهی بری زیره نوزده چرخ،ای الهی بمیری بیام سره قبرت بندری برقصم،ای الهی غلو بیابونی بیاد بخورتت،ای الهی لولو بیاد بخورتت،خدا لعنتت کنه لوکا خدا ازت نگذره لوکا،ای الهی بری زیر صد و بیست و چرخ،الهی از زیر چرخ گوشت ریز ریز بیای بیرون اخ ننه اخخخخ خدایااااااااااااااااااااااااااااا چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
وای دلم میخواد برم لبه یک پرتگاه جیغ بزنم:ازت متنفرم لوکا کوفنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
خدا این کارو با من نکن دیدی سکته کردما.
هی روزگار من میرم به درده خودم بمیرم.راستی هفتمه همین ماه قسمته مانستر فو میاد و سیزدهم همین ماه ساعت 12 و نیم شب قسمت شانگهای
بای
4 فروردین 1400 · ·
4 فروردین 1400 · ·
سلام مالینا بیدم رها کار داشت گفت این پارت رو من بنویسم یعنی وای به حال کسی بدون لایک و کامنت بره
برای خواندن شوتتون میکنم ادامه
4 فروردین 1400 · · ستاره جانی که اومده گفتینو نام کاربری و اسمی که نویسنده هسته رو بده تا نویسندش کنم.تشکر
3 فروردین 1400 · · بزن ادامه مطلب

نام داستان: دختر زجر دیده من
You are the love of my heart, my whole heart becomes mine, slowly and slowly
تو عشق قلب من هستی ، تمام قلب من ، آهسته و آهسته من می شود
When I'm in a good mood with you, oh my restless heart
وقتی حالم با تو خوب است ، ای دل بی قرار من
Slowly and slowly, this heart is going for you, my lonely heart seems to be a very special love
آهسته و آهسته ، این قلب برای تو پیش می رود ، به نظر می رسد قلب تنها من یک عشق بسیار خاص است
It 's like in my sky, this is my crazy heart, only I can read your words in your eyes
مثل آسمان من است ، این قلب دیوانه من است ، فقط من می توانم کلمات تو را در چشمان تو بخوانم
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
My heart does not beat, my heart does not love you, my heart loves
قلب من نمی تپد ، قلب من شما را دوست ندارد ، قلب من دوست دارد
You are my fortune teller, so you do not hit mine, my love, my heart
تو فال من هستی ، بنابراین به من ، عشق من ، قلب من ضربه نمی زنی
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
3 فروردین 1400 · · الیزابت جانم نویسنده شدی فعالیت یادت نره سوالی هم داشتی تو دکمه ها تو اموزشات نویسندگی بخون.
و اما کسانی که در گفتینو پیشنهاد نویسندگی دادن لطفا تو نظرات بگن.
بای
1 فروردین 1400 · · بزن ادامه

نام داستان: دختر زجر دیده من
You are the love of my heart, my whole heart becomes mine, slowly and slowly
تو عشق قلب من هستی ، تمام قلب من ، آهسته و آهسته من می شود
When I'm in a good mood with you, oh my restless heart
وقتی حالم با تو خوب است ، ای دل بی قرار من
Slowly and slowly, this heart is going for you, my lonely heart seems to be a very special love
آهسته و آهسته ، این قلب برای تو پیش می رود ، به نظر می رسد قلب تنها من یک عشق بسیار خاص است
It 's like in my sky, this is my crazy heart, only I can read your words in your eyes
مثل آسمان من است ، این قلب دیوانه من است ، فقط من می توانم کلمات تو را در چشمان تو بخوانم
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
My heart does not beat, my heart does not love you, my heart loves
قلب من نمی تپد ، قلب من شما را دوست ندارد ، قلب من دوست دارد
You are my fortune teller, so you do not hit mine, my love, my heart
تو فال من هستی ، بنابراین به من ، عشق من ، قلب من ضربه نمی زنی
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
1 فروردین 1400 · · سلام عر گفتینوم پر شده کسانی که جدید پیام میدن نمیتونم جوابتونو بدم چون مامانم پول نمیده و اینکه کسانی که به من تا دیشب پیام دادن میتونم باهاشون حرف بزنم پس جایه نگرانی نیست هر کسی خواست نویسنده شه تو نظرات بگه سانسورش میکنم یا نهایتن به صورته خصوصی بهم بگه.عر خدافظ
پست ویرایش شد:گفتینوم وصله ولی فقط به درخواست های نویسندگی پاسخ گو هستم.
1 فروردین 1400 · · سلام ببخشید به قولم عمل نکردم و پارت دو رو دیشب ندادم ولی پستر آوردم خب اگه دختری عروسکم اگه پسری اوشکولات نرمم.چون شکلات صفت دوست دارم میگم نرم 😳😋
نصف داستان رو اینجا میدم نصفشو تو ادامه مطلب
از زبان مالینا دوباره:
از کت خداحافظی کردم رفتم پشت دیوار تبدیل شدم بعد رفتم خونه مری اینا
از زبون مری :
با دخترا بودیم که مالینا مارو پیوند رفت گفت بره وسایلشو بزاره بیاد ما هم قبول کردیم بعد رفتیم خونه که دیدم ماری و آماندا دارن صحبت میکنن منم اومدم برم تو اتاقم که متری گفت : مایکی خوابه فعلا نرید یا اگه میرسد بی سرو صدا برید من گفت نباشه بابا ایشششش. رفتیم تو من به دنسی گفتم مایکل رو بیدار کنه میخواستم واکنش اون دوتا ر میبینم ، میخواستم ببینم چی کار میکنن که دنسی گفت :
از زبان دنسی :
مری گفت اون داداش بی کله اش رو بیدار کنم منم گفتم اول یه پارچه آب بده بعد گفت باشه رفت بیاره منم با متکا اوفتتادم به جون مایکل که دیگه بد بخت به غلط کردن اوفتاد . بیچاره رفت دوش گرفت ولی مری هنوز نیومده بود منو دخترا هم گفتیم بریم قایم شیم
از زبان مانلی :
دنسی گفت بریم قایم شیم که همه موافقت کردیم رفتیم قایم شدیم بعد یه ۲ دقیقه ای مری اومد ولی هر چی صدا مون کرد جواب ندادیم آخر بعد ۱۰ دقیقه خودشو محکم پرت کرد رو تخت بعد دنسی که اون زیر بود یه آخ گفت دیگه فکر کنم لو رفتیم
30 اسفند 1399 · · امیلی جان خواهش میکنم به زار داخل موضوعات
امیلی:گذاشتم خوشگلم
خب ببخشید من بیوگرافی رو کامل ندادم درک کنید خواهشاً خواهرم تازه به دنیا اومده نصف مشغولیت خونه تا دو سه روز تو دست منه حالا برید ادامه بیوگرافی که داستان رو بدم
نام : مایکل دوپان چنگ
سن : ۱۹
اخلاق مهربون، خونسرد، اروم
تنفرات : لایلا ، کسی به خواد به دوستاش و آماندا نگاه چپ کنه ( وا مایکی عاشق شده ؟/ مونگول : یس )
علایق: دوستان ،اماندا ، پیانو ، خواهرانش
نام : ماریبت، دوپان چنگ
سن : ۱۸
اخلاق : مهربونه : بی اعصاب
تنفرات : لایلا
علایق : مایکل رو بزاره سر کار ، دوستاش ، کیم ( وات؟؟)
از زبان مری :
مایکل اومد ببیدارم کرد گفتم به زار بخوابم اول صبح تازه
مایکل : آره اول صبح ساعت ۱۰ تاگفت ده عین سونیک دویدم سمت دستشویی هی جوری حاضر شدم که نفهمیدم چه شد و چی پوشیدم بعد سریع تبدیل شدم و رفتم دم مدرسه به حالت عادی بر گشتم رفتم تو خوشبختانه هنوز استاد نیومده بود
در کلاس
استاد:سلام بچه ها امروزدوتلچا شاگرد جدید داریم بچه ها بیاین داخل و خودتون رو معرفی کنید
از زبان آدرین خلع :
سه تا دختر اومدن دوتاشون شبیه مانلی و مالینا بودن اونیکس شبیه سیدنی منکه شمع شده بودم بعد استاد ازم پرسید : آقای آدرین مشکلی هست ؟ من گفتم نه مشکلی ندارم بعد یه نکاه به پسره انداختم دیدم لوکا پیر خاله یهو رفت نشست پشتم بغل جولیکا بعد سیدنی خودش رو معرفی کرد بعد مالینا و بعد مانلی سیدنی رفت کنار عشق رویاییم نشست ( دنسی ) بعد اون دوتا خواهر گل رفتن نشستن جلوشون
بعد دانشگاه باززبان پلگ :
واییی کممبرام تموم شد ( ولتمن دارم دق میکنم تو میگی کنونیبرام تموم شد ؟؟) که یهو آدرین گفت : پلگ گلاور اوت و تبدیل شد امه نوموزاره یکم غذام هضم شه.
از زبون مالینا :
دیدم کت نوار روی یه پشت بوم نشسته منم دخترا رو دیوونتم رفتم پشت دیوار گفتم دیزی کاما،فلای (بخشید جمله بهتر به ذهنم نرسید ) تبدیل شدم رفتم رو پشت بوم همون خونه کت داشت آواز میخواند :
چشمای منتظر به پیچ جاده. دلهره های دل پاک و ساده
پنجره بازو غروب پاییز. نم نم بارون تو خیابون خیس
یادتو هر تنگ غروب توقلب من میکوبه. سهم من ازباتوبودن.غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
توذهن کوچه های آشنایی پر شده از پاییز تن طلایی
تونیستیو وجودمو گرفته شاخه خشک پیچک تنهایی
رفتم پیشش بهش گفتم : سلام که یهو جا خورد بعد که به خودش اومد سلام کرد ادامه دادم گفتم اینجا چیکار میکنی گفت : هیچی منتظرم که اگه لیدیم، اومد بتون ببینمش و دلیل دیگه میخوام غروب رو ببینم گفتم : میشه بشینم پیشت ؟ گفت : باشه بشین بعد کت گفت به مری میگی بیاد برج ایفل ساعت ۸قتم : باشه و بعد خداحافظی کردیم و.رفتیم
وسلام
این پارت شد تمام
30 اسفند 1399 · · سلام رها هستم نویسنده جدید ملقب به مانلی اول از امیلی جان تشکر میکنم که منو نویسنده کردن و دوم سال جدید رو به همه تبریک میگم سوم تولد تولد تولدش مبارک مبارک مبارک تولدش مبارک بیا شمعا ور فوت کن تا ۱۲۰۰ سال دیگه پیشم باشه یه دست به افتخار خوش سعادتی من اجی دار شدم چهارم برای اینکه پست بی محتوا نباشه بیوگرافی داستان رو دادم خب نصفش اینجاست نصفه ادامه مطلب قول میدم تا ساعت ۱۲ امشب پارت ۱ و۲ رو حتما بدم
به شرطی که لایک کنی پس بی زحمت اون انگشت خوشگل و مبارک رو روی اون قلب بقل بفشار
نام : مرینت دوپان چنگ
سن:۱۸
اخلاق: خودشیفته ( به اندازه کافی . دخترا میدرکن) مهربونه ، لجوج .
تنفرات : ادرین، لایلا ، جلیل( داداش الکس . مری منم متنفرم از ا همشون )
علایق : دوستان ( اکیپ دختران. بعداً میگم کیان ) لوکا ( إوا خاک تو سر هویج / مونگول : مگه نگفتی دوسش داری / منوگولللل گل گروم / مونگول: نوموخوام / نه خوا به من چه ) لباس فروشی ، لیلیا ( هااا؟ این مگه نمورده، بود / مونگپل : نچچچ/ حالا منو دق نده خودم امشب میرم مزارته رو به قتل موروسونم)
نام : آدرین اگراست
سن:۱۹
اخلاق بی اعصاب، مهربونه ، مغرور
تنفرات : لایلا ، کسی به خواد به دنیای نگاه چپ کنه ( من موکولم )
علایق : دوستان( اکیپ پسران) دنسی، خواهران گرام ( ولی اونا ازش متنفرن)
نام : دنسی تونی
سن ۱۸
اخلاق : مهربون، لجباز ، یکمی حاضر جواب . ( مثلاً حاضر جوابی دنسی اینطوریه بهش بگی : راس میگی ؟ اون میگه : کاستو بیار ماست بگیر )
تنفرات : آدرین ، لایلا، دروغ
علایق : لوکا، آهنگ ، زبان ، پیانو ، دوستاش
نام: سیدنی تونی
سن:۱۶
اخلاق : یه دنده ، مهربون
تنفرات : آدرین ، باغ و بوستان .لایلا
علایق : دوستاش، موسیقی ، نمایش
نام : آماندا تونی
سن: ۱۸
اخلاق : آروم ، مهربون
تنفرات : لایلا، کسی به خواد به آشنایانش آسیب بزنه ، کسب به خواد زور بی خودی بهش بگه
علایق : دوستاش ، موسیقی ، کتاب ، إریل
نام : مانلی اگراست( بنده هستم که خواهر آدرین تشریف دارم و مالینا خانوم که خواهر بنده هست )
سن۱۷٫۵
اخلاق : مهربون ، بی اعصاب ، لجباز ،
تنفرات : آدرین ، لایلا ، کسی بخواد به آشنا خاش نگاه چپ کنه
علایق : لوکا ، گیتار ، کتاب ، دوستاش، نمایش
نام : مالینا اگراست
سن:۱۸
اخلاق : بی اعصاب ، مهربونه ، زود گرم میگیره
تنفرات : آدرین ( آدم از داداش خودش متنفر ؟؟؟/ مالینا : نگه خودت از داداشم تو داستان بدت نمیاد,) لایلا
علایق : ویلون، دوستاش
نام : کاگامی تسورگی
سن :۱۸
اخلاق : خون سرد ، مهربون
تنفرات : لوکا ، آدرین ( ایول اینم از آدرین متنفره )
30 اسفند 1399 · · سلام بزن ادامه

نام داستان: دختر زجر دیده من
You are the love of my heart, my whole heart becomes mine, slowly and slowly
تو عشق قلب من هستی ، تمام قلب من ، آهسته و آهسته من می شود
When I'm in a good mood with you, oh my restless heart
وقتی حالم با تو خوب است ، ای دل بی قرار من
Slowly and slowly, this heart is going for you, my lonely heart seems to be a very special love
آهسته و آهسته ، این قلب برای تو پیش می رود ، به نظر می رسد قلب تنها من یک عشق بسیار خاص است
It 's like in my sky, this is my crazy heart, only I can read your words in your eyes
مثل آسمان من است ، این قلب دیوانه من است ، فقط من می توانم کلمات تو را در چشمان تو بخوانم
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
My heart does not beat, my heart does not love you, my heart loves
قلب من نمی تپد ، قلب من شما را دوست ندارد ، قلب من دوست دارد
You are my fortune teller, so you do not hit mine, my love, my heart
تو فال من هستی ، بنابراین به من ، عشق من ، قلب من ضربه نمی زنی
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
30 اسفند 1399 · · You are the love of my heart, my whole heart becomes mine, slowly and slowly
تو عشق قلب من هستی ، تمام قلب من ، آهسته و آهسته من می شود
When I'm in a good mood with you, oh my restless heart
وقتی حالم با تو خوب است ، ای دل بی قرار من
Slowly and slowly, this heart is going for you, my lonely heart seems to be a very special love
آهسته و آهسته ، این قلب برای تو پیش می رود ، به نظر می رسد قلب تنها من یک عشق بسیار خاص است
It 's like in my sky, this is my crazy heart, only I can read your words in your eyes
مثل آسمان من است ، این قلب دیوانه من است ، فقط من می توانم کلمات تو را در چشمان تو بخوانم
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
My heart does not beat, my heart does not love you, my heart loves
قلب من نمی تپد ، قلب من شما را دوست ندارد ، قلب من دوست دارد
You are my fortune teller, so you do not hit mine, my love, my heart
تو فال من هستی ، بنابراین به من ، عشق من ، قلب من ضربه نمی زنی
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
You become the love of my heart
تو شدی عشق قلب من
بلی بلی اینم شعر ولی همیشه نمی نویسم هر وقت حوصله داشتم.اسمه واقعیه اهنگ:عشق دلم تو میشی از امین رستمی
بای